در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «پوستر سبک کوبا» را میخوانید.
این شد که "سازمان اتحاد با آسیا ، آفریقا و آمریکای لاتین" را تاسیس کردند و این سازمان متولی طراحی و چاپ پوسترهای سیاسی و ضد امپریالیستی به زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیولی و حتی عربی شد. فلیکس بلتران (Felix Beltran) هم بعنوان مدیر هنری این سازمان منصوب شد. او سالها در نیویورک در زمینه تبلیغات فعالیت داشته است. بلتران تحت تاثیر سبکهای آن زمان آمریکا از جمله پاپآرت و استودیوی پوشپین بود. طراحان انقلابی کوبا پشتوانه گرافیکی برای ارائه آثارشان نداشتند و به همین جهت از سبکهای دیگر تاثیر گرفتند. یکی همین مکتب نیویورک و استودیوی پوشپین بود. یکی دیگر هم مکتب لهستان بود. آنها موفقیتهای جهانی طراحان لهستانی را میدیدند و دوست داشتند مثل آنها ، خود و انقلابشان را مطرح کنند. از آنجایی که لهستان هم جزو کشورهای دوست و چپ محسوب میشد ، طراحان کوبایی به سبک و سیاق لهستانیها متمایل شدند. بنابراین پوسترهای انقلابی کوباییها بیشتر تحت تاثیر این دو شیوه قرار گرفت.
"ارنستو چه گوارا " یکی از رهبران انقلاب کوبا بود که پس از پیروزی انقلاب به بولیوی رفت تا به چریکهای مبارز آنجا هم کمک کند. "چه" شخصیتی فراملی داشت و در سراسر جهان بعنوان ناجی و مبارزی شناخته شد که زندگی خود را وقف آزادی مردم ستمدیده از امپریالیسم کرده است. وقتی "چه" در جنگلهای بولیوی کشته شد ، فرصت خوبی برای طراحان کوبایی پیش آمد تا از عکس معروفی که "کوردا" عکاس کوبایی در مارس 1960 از "چه" انداخته بود ، استفاده کنند. ستاره قرمز ، کلاه بره ، ریش و موهای پریشان "چه" آنقدر قدرت بصری داشت تا پلان اول صدها و بلکه هزاران پوستر و تصویرسازی قرار گیرد. اغراق نخواهد بود اگر بگوییم یکی از عوامل جهانی شدن پوسترهای انقلابی کوباییها ، "چه" و پوسترهای "چه" بود.
از آن پس ، این نشان "چه" لازمه تصویری هر حرکت انقلابی در هر کجای جهان شد. از جمله در انقلاب بهمن 57. مسعود بهنود در یادداشتی که بهمن سال گذشته برای ویژهنامه روزنامه شرق نوشت ، آورده بود: ". . . مرتضى ممیز با شاگردانش همصدا بود و نشانهها را نشان مىكرد. آیدین آغداشلو در آن هیاهو هم دمى نبود كه نگران خطها و نقشها و نشانها نباشد. این هر دو مانده بودند كه شاگردانشان چرا این همه مشت مىكشند ، چرا نقشهاى دیوارى آمریكاى لاتین دارد این همه تكرار مىشود ، با آن همه نقش و نشان زیباى خودى كه در تاریخ هنر هست. آرى مشت بود كه همراه كلاشینكف در نقشها و نشانهها بر دیوار شهرها تكرار مىشد .
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل حیدری